این چند وقته

سلام به همگی

نمیدونم چرا من اینجا نوشتنم نمیاد ولی تا دلتون بخواد میخونمتون. قلب

این چند روزه سرم خیلی  شلوغ بود چون مهمون داشتم .. اون وقت مهمونم کی بود ؟؟

پسر فامیل نیشخند ماچ 

خیلی خوش گذشت بهمون. دقیقن ۲ هفته پیش من بود. میخواستم به مامانم بگم که اومده ولی پشیمون شدم گفتم اگه الان بهش بگم اومده نگران میشه .. مامانم میدونه که با پسر فامیل کمو بیش در ارتباطم ولی بیشتر از اینم چیزی نمیدونه اما بابام نه اون از هیچی باخبر نیست. خلاصه اینطوری مهمون ما اومدو رفتو و برای من فقط دلتنگیش موند ..

از اومدنش خیلی روحیه گرفتم فکر کنم خودشم همینطور .. 

علاوه بر اینکه جفتمون روحیه گرفتیم بیشتر هم باهم آشنا شدیم .. من بیشتر به اخلاقهای گند خودم پی بردم نیشخند تا به اخلاقهای گند اون چی کار کنم خوب ؟ اخلاقامه دیگه .. سعی میکنم اشتباهاتمو برطرف کنم .. 

چند روز پیش از طرف مامانم یه بسته ی بزرگ اومد تقریبا ۱۴، ۱۵  کیلو .. دستش درد نکنه خیلی هزینه کرده بود بعدا که ازش پرسیدم تنها پول پستش دویست و خورده ای شده بود .. ایشالا این دفعه که ایران رفتم حسابی جبران میکنم ..

از پسر فامیل براتون بگم خیلی دوسش دارم و خیلی باهاش راحتم .. به نظر من همین که یکی رو داشته باشی که وقتی کنارش هستی خود خودت باشی .............خجالتقلب

دلم براش تنگ شده جاش تو خونم خالیه ناراحت 

ایشالا هر چه خیر و سلاحمون هست همون بشه .. 

دروغ چرا ؟ من دوست دارم بهش برسم .. قراره تا چند ماه دیگه پدر و مادرش با خواهر و برادراش بیان اینور، فعلا درگیر کارای اقامت و این جور چیزها هستن .. پسر فامیل میگه وقتی اومدن موضوع رو باهاشون درمیون میزارم و میایم برای امر خیر ..خجالت 

ببینیم و تعریف کنیم ..

از واکنش پدر و مادرش نسبت به این قضیه خیلی میترسم، نمیدونم پستهای قبل رو خوندید یا نه اونجا نوشته بودم که من از پسر فامیل یه مقدار بزرگتر هستم . 

ای خدا جون خودت کمکمون کن راستش از واکنش بابای خودم هم میترسم، اون دیگه چه برخوردی خواهد کرد ؟؟ گذشته از این یه عمه دارم که تو جوونیاش خیلی عفریته بوده، مامان رو خیلی اذیت کرده و مدام تو زندگیش سرک میکشیده .. یه بار مامان تعریف میکرد که همه باهم رفته بودن عروسی ( اون موقع ها داداشم بغلی بود و منم هنوز دنیا نیومده بودم) ، کفش پاشنه دار پاش بود، یه ساک هم دستش داداشم هم بغلش، وقتی مامانم میخواست داداش رو بده بابا بغل کنه عمه نمیزاشت و دخالت میکرد که باید بغل خودت باشه با اینکه مامان میگفت خودش هم اون موقع بچه ی کوچیک داشته نه کیف دستش بود نه بچه اما حالا سنی ازش گذشته ولی خوب باز هم کمو بیش اخلاقهای جوونیهاشو هنوز که هنوزه داره بعد هم این که ۲ تا دختر داره، که دختر بزرگه رو چند سال پیش جانشین خودش اعلام کرد. مژه خلاصه اینکه واکنش عمه خانم و دختراش هم خیلی جالب میشه .. عمه خانم خیلی دوست داره که من عروسش بشم، ۳ تا پسر داره که ۲تاشون خواستگارم بودن. کلا من و پسر فامیل ازدواج کنیم فکر کنم تا یه سالی سر زبون فامیلها باشیم ..

فعلا بگذریم از موضوع پسر فامیل ..

چند روزیه که یاد گذشته ها افتادم، یاد اینکه چه قدر بابام و زنش من رو  اذیت میکردن ، اذیتهای زنه رو نه زیاد ولی کارای بابام خیلی جلو چشم میاد . خوشبختانه زنه رو کلا از ذهنم پاک کردم  ..از موقع ای که داداش رفته بابا توجهش به من خیلی شده ولی چه فایده هر وقت یاد اون موقع ها میوفتم احساس تنفر بهش دارم .. با اینکه میدونم پدرم هست و من به دعای خیرش نیازمندم .. خدا شاهده که دسته خودم نیست ازش خوشم نمیاد .. گذشته از این اذیتهایی که شدم این بابام بود که زندگی همه ی ما رو خراب کرد ، هم خودش رو هم من رو آواره کرد .. منتها عقیده ی خودش اینه که مامانم باعث همه ی این مصیبتها شده در حالی که این خودش بود که مامان رو به زور طلاق داد چون مامان طلاق نمیخواست ..

البته این رو هم بگم که احساس تنفر من نسبت به بابام میره و میاد، همیشه اینطور نیست که ازش متنفر باشم  .. گاهی هم احساس معمولی نسبت بهش دارم ..

مطمئن نیستم شاید این موضوع به افسردگیم هم ربط داشته باشه .. قبل از اینکه پسر فامیل بیاد بخاطره افسردگیم رفتم پیش دکی باز بهم قرص داد، منتها بخاطره اینکه مهمون داشتم هنوز استفاده نکردم البته ممکنه کلا استفادش نکنم، مثل دفعات قبل .. تا به حال هر چه قرص گرفتم نخوردم بجز هفتهای اول که از ایران اومده بودم یعنی بعد از چهلم داداش .. دکی بیچاره میگفت باید استفاده کنی تا خوب بشی خنثی 

من واقعن نمیدونم چه کار کنم بخورم اون قرصه رو یا نه ؟؟؟؟ 

راستی تا یادم نرفته این اسمشه : Sertralin 

خوبه حالا نوشتنم نمیومد این همه وراجی کردم وگرنه ...........

میدونم غلط املایی زیاد دارم به بزرگیه خودتون ببخشین.

فعلا بای بای بای بای

/ 4 نظر / 15 بازدید
محمد

محسن چاووشی خواننده اشه اسم اهنگ هم:ژاکت

محمد

کجاست پرچم امنی برای آزادی؟ بگو که پیرهن چاک خورده ی من کو؟ شناسنامه ی من در کجای تاریخ است؟ کجاست؟ شخصیت خاک خورده ی من کو؟ قلم شده ست سرانگشت جوهرینم باز نوشت ملّیت لاک خورده ی من کو؟ مرا مجاب کنید ای یلان پوشالی! که نوجوانی ضحاک خورده ی من کو...؟

بابای پرنیان

سلام خوشحالم که اوضاع با "پسر فامیل" خوب پیش میره. امیدوارم همون طور بشه که دوست دارید. بابای پرنیان

یاسمین

سلام عزیزم . امیدوارم که چیز برات خوب پیش بره . خوشبخت باشی عزیزم .